غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

انتخاب هایم و شکلات ها!

از دیشب سردرد شدیدی گرفته‌ام؛ سردردی مزمن، عذاب آور، سردردی که به چشم هایم می زند، به دندان هایم، به تمام بدنم، به احساساتم؛ آدمی نبوده ام که از این مدل سردردهای شدید داشته باشم، آدمی شده ام که سردردهای شدید دارد.

نمی‌گویم مدت زیادی است، از دیروز عصر، همان لحظه که گفتم چقدر اتاق تاریک است و یکی دیگر از چراغ‌ها را روشن کردم، دقیقا از همان لحظه احساس عجیبی به سراغم آمد، اینکه دیگر هیچ چیز نیست که خوشحالم کند، این حس ام را با صدای بلند گفتم؛ فرزانه خندید، گفت: الان بهت شکلات میدم و خوشحال میشی! شکلات ها طعم های مختلفی داشت، شیری، بادام زمینی، کارامل، نارگیلی؛ نمیدانستم کدام را انتخاب کنم، کدام را دوست دارم؛عین تمام تصمیم های زندگی ام، که همیشه می‌ماندم، همیشه عاجز بودم. شکلات شیری را برداشتم. باورم نمیشد! خوشحال نشدم. همان جا بود که فهمیدم بزرگ شده ام، انقدر بزرگ شده ام که شکلات خوشحالم نمیکند، همان جا بود که دنیا برایم چند درجه غمگین تر، کسل کننده تر و بی معنی تر شد. تازگی وقتی سوار سرویس دانشکده می‌شوم یاد روز بعد امتحان بیوشیمی میفتم، انگار انتهای تمام روزهایم به اندازه آن روز مزخرف است.انگار زندگی ام یک علیرضا آذر کم دارد که هی بخواند: با این همه بن بست چه باید بکنم؟

معلق شده ام، از نبودن خودم می ترسم، از بودن ام هم می ترسم.

کاش این حال عجیب ترسناکم اثرات امتحان فیزیولوژی باشد، کاش در آستانه سرما خوردن باشم.

این سردردِ جسمم، این سردردِ روحم، خراش میدهد تمامم را.

۲ ۲
فاطمه عظمتی
۲۹ آبان ۲۳:۳۱
آره بابا هر وقت امتحان داریم رد میدی😂

پاسخ :

احتمالا😂🤦🏼‍♀️
فرزانه فرجادی کیا
۰۲ آذر ۲۲:۵۳
[می فهمم چی میگی واقعا.
ولی وقتی کاری ازمون برنمیاد چیکار کنیم؟
جز اینکه بسپریم به زمان و خدا
ادم یا راه حل داره برا حلش که میره پی اش و حلش میکنه
یا نداره ، که خب سعی میکنه رهاش کنه و بذاره بگذره بببنه چی پیش میاد]
یه روزی یکی بهم اینو گفت وقتی حالم بد بود ...
اگه اون آدم هنوز همون آدم باشه و این روزگار همون روزگار 
پس حالت با این حرف خوب میشه ...
بذار زمان بگذره همه چیز حل میشه 

پاسخ :

همونم
زمان که بگذره درست میشه رفیق
همه چی با درست میشه یا کمرنگ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"



وی می نویسد از حال روزهایش.



-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان