غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

تو؛بوی درختای وسط جنگل گیسوم بودی!

داشت می‌رفت و من از بالکن بارونیِ چرمش رو می‌دیدم. داشت می‌رفت و دلم خالی شده بود، انگار با خودش زندگی رو کَند و گذاشت توو جیبِ سمت چپ لباسش و نگفت خداحافظ؛ حتی برنگشت نگاه کنه.

صدای بسته شدن در حیاط اومد و همون موقع آسمون غرید و بارون گرفت و همون موقع بود که راهش از من جدا شد. راهش جدا شد و نگاهش جدا شد و صداش جدا شد.

دیگه نمیاد اون شبی که ساعت ۱۱ بره کنار پنجره و بلند بخونه: آخ اگه بارون بزنه...

منم بگم: آخ اگه بارون بزنه

کاش نمیگفتم؛ داشت میرفت و بارون میزد، داشت می‌رفت و چتر مشکی قدیمی اش هنوز کنار تخت وایساده بود. 

صدای بهم خوردن لیوانای نَشُسته توی سینک میومد، صدای جیرینگ جیرینگ آویز لوسترا میومد، زلزله نبود؛ ولی همه چی می‌لرزید، دلم می‌لرزید، مردمک چشمم می لرزید، صدام می‌لرزید، ولی زلزله نبود، نبودنش بود که همه چی رو بهم می‌ریخت.

ولی بودنش بوی هندونه وسط چله زمستون بود، بودنش بوی درختای وسط جنگل گیسوم بود، بودنش خودِ جنگل گیسوم بود اصلا ؛ آدم رو میرسوند به دریا و بعد... غرق ات می‌کرد ، طوفان میشد و راه نجاتی نبود.

من داشتم غرق میشدم و دور میشد ، دور میشد و هنوزم بلند میخوند: آخ اگه بارون بزنه ...

بارون زد ، دور شد، غرق شدم و نجات غریق‌ام تو نبودی...

۵ ۷
فرزانه فرجادی کیا
۲۷ مهر ۲۰:۰۲
ساجیده عزیزم :)
نمی دونی چه قدر خوشحالم که دوباره می نویسی...
قلمت خشک شده بود، ذهنت خالی شده بود و نمی نوشتی ... و من غمگین تر از همیشه میومدم و متن های قدیمیت رو مرور می کردم ...
غمگین می نویسی ولی وقتی می خونمت شاد میشم :)
بیشتر بنویس بانو 
دوستت دارم ♥️

پاسخ :

فرزانه💜
نمیدونی نظرت ، چه الان و چه همیشه چقدر خوشحالم میکنه...
نمیدونی چقدر حضورت خوبه.
مرسی که میخونی ، که مهمه برات.
چشم بیشتر می نویسم رفیق
من بیشتر دوستت دارم 💜
00:00 :.
۲۷ مهر ۲۰:۰۴
:)

پاسخ :

:)
🍁 غزاله زند
۲۹ مهر ۱۷:۴۹
من که هنوز چشم به راهِ بارونم :) 

پاسخ :

بارون میاد
امیدوارم چیزی رو ازت نگیره غزال جانم :)))
فاطمه عظمتی
۲۹ مهر ۱۹:۲۸
ساجده‌ی بنفشِ من💜
همون موقع که خوندم بهت گفتم که تو فوق العاده‌ای
چقدر خوبه این متنت. چقدر منو از خودم کَند و برد پشت پنجره تو شبای بارونی...
نویسنده‌ی کوچکِ من🍃🌸

پاسخ :

مرسی فاطمه خوب💜🌻
امشب نیستی خوابگاه و جات خیلی خالیه و حس میشه...
دوسِت دارم دختر💚
🍁 غزاله زند
۳۰ مهر ۱۳:۴۶
امیدوارم برای همه حس و حال خوبی داشته باشه ...
مخصوصاً با اون صدای ظریف و قشنگش 😊

پاسخ :

ا‌وهوووم💜💜
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان