غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

من دره بنفش غروبم

نوزده ساله میشم؛

با همون موهای کوتاه و پذیرش بخش‌های بیشتری از وجودم، از زندگی.

با همون چشم‌ها با برگ‌‌های زرد و نیلی و بنفش؛عطرهای زرد و آبی و کبود.

نوزده ساله میشم و به خودم می‌گم: فوت کن شمع‌ها رو قبل اینکه تموم شن، قبل اینکه تموم شی؛ اما با شعله‌ی شمع ها، آرزوهام رو توو ذهنم روشن نگه داشتم.

نوزده ساله میشم و هنوز هم فکرم پروازه، هنوز هم همون‌قدر رها دوست دارم، رها نفس می‌کشم و رها فکر می‌کنم، هنوز هم بلدم با چشمام بخندم و عاشق گل‌نرگس و چاله های پر از آب بارون باشم.

نوزده ساله میشم در حالیکه فروغ می‌خونه: تو درّه بنفش غروبی...

من درّه بنفش غروبم و حالا؟ نوزده ساله شدم...

۲ ۲
یاقوت ...
۲۶ مهر ۲۱:۰۹
نوزده سالگیت مبارک..

پاسخ :

ممنون ازت💜😍
00:00 :.
۲۶ مهر ۲۱:۱۱
تولدت مبارک ایشاالله دوهزار ساله بشی:)

پاسخ :

مرسی آریاا💜
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان