رویاهایت را پیدا میکنی.نه؟

یادمه میگفت بنویس. هر روز بنویس. جدی دنبالش کن. ویرایش کن نوشته‌هات رو ، بارها و بارها.

بهش گفتم:چرا انقدر اصرار داری؟ 

گفت: چون ننوشتنت ، رها کردن تمام قصه‌هایی که توی ذهنته، خیانته به خودت ، به علایقت ، به احساساتت .گفت: خیانت نکن به خودت !گفتم چه اهمیتی داره جداً ؟  بهم جواب داد: اهمیتش وقتی معلوم میشه که چهار سال دیگه نمیای بنویسی : قرار بود نویسنده شوم ؛ نشد. 

مینویسی : ٤ سال پیش خواستم نویسنده شوم و الان یک نویسنده ام. 

گفت اون موقع میفهمی که حسِ رها نکردن رویاها چجوریه. 

راستی حس رها نکردن رویاها چجوریه واقعاً ؟ 

برای مایی که یاد گرفتیم خیلی از رویاها رو گم کنیم ؟ 

من راستش، خواستم خلبان شم ، نویسنده شم ، اما الان انگار رویاها کویری شدن که همیشه شبه و سرده و دوره و دوره و دور.

کسی چه میدونه توو زندگی هر کس ، چندتا رویا گم شدن ؟ چندتا رویا ستاره‌ی دنباله‌دار شب‌های تیره‌شون شدن؟

کسی چه میدونه ما‌ هممون یه سری رویای‌ به‌ ظاهر گمشده داریم که هروقت یادشون میفتیم غم عالم میشیم؟

اما من نمیذارم اینطوری بمونه. تو هم نذار ! من نمیخوام خیانت کنم به خودم. تو هم نکن !

  • ساجده رستمی
بعد از مدتها سلام:)))

نوشته ات نقل قول از هر کسی که هست خیلی راسته... چقدر هم "خیانت" کلمه ی درستیه براش. 
من آرزوها و خواسته هام رو اول سالنامه م مینویسم. اینجوری به قول تو گم نمیشن. همه رو مینویسم. چه اونایی که به اصطلاح بلند مدتن چه اونایی که لحظه ای و زودگذرن.
یه سریا تا آخر همون سال تیک میخورن . یه سریا به سالنامه بعدی منتقل میشن.
من قدیمی ترین آرزوی تیک نخورده ام واسه دی ٩۴ بوده و هست.(که میدونی چیه؛) ) 

بنویس ویرایش کن ویرایش کن ویرایش کن ما هم هی بخونیم بخونیم بخونیم کیف کنیم:))))
سلااااام
خوشحال شدم دیدمت اینجا باز رفیق .
چه کار قشنگی :))
نباید بذاریم گم شن.حالا به هر نحوی.
رویاهات تیک خورده نفیس مهربون❤️
می نویسم می نویسم و می نویسم و خوشحالم که شما می خونید😍
یه روزایی تصمیمای خوبی می گیرم که با خودم می گم اینه… ولی نمی دونم به خاطر بی توجهیه یا هر چی… تصمیمای خوبم یا فراموش می شن و دو ماه بعد به خودم میگم اگر به اون تصمیما عمل می کردم الان شرایطم بهتر بود… خیلی بهتر
فاطمه جان ، سلام.
از این مدل تصمیما برا هممون پیش میاد. باید ایمان بیاریم بهشون که بتونیم ادامشون بدیم.اصلا بیا خیانت نکنیم به خودمون :)
شاد و پرنور باشی❤️
يكشنبه ۲۷ خرداد ۹۷ , ۰۶:۱۲ فرزانه فرجادی کیا
سلام 
بهت قبلا هم گفتم که نوشته هاتو خیلی دوست دارم پس بنویس تو همین الانشم یه نویسنده خوب و درجه یکی که آینده اش خییلی روشنه ...
نقل قول قشنگی بود. خیلی از رویاهامو گم کردم و الان با یادآوریشون حسرت می خورم و تنها کاری که میشه کرد اینه که رویاهای الانم رو دنبال کنم ... تلنگر خوبی بود ممنون رفیق 💜
و اینکه گاهی گم کردن رویاهامون فقط خیانت به خودمون نیست. گاهی به بقیه هم خیانت می کنیم. پس حواسمون باید خییلی جمع باشه مثلا همین نویسندگی (با لحن قارلی خوانده شود 🙏🏻) اگه نمی نوشتی هیچ وقت نمیشد متن های خوبت رو بخونیم و لذت ببریم 
موفق باشی همیشه 🤞🏻
سلام فرزانه.
بهت قبلا هم گفتم که چقدر مهربونی و به فکری.
مرسی از انرژی قشنگ و مثبتت😍
رویاهات رو دنبال کن و مطمئن باش اونا راه رو بلدن و نشونت میدن. خوب هدایتت میکنن چون لایق بهترینایی💜
وای قارلی 🙄😂
مینویسم چون رفیقای خوبی مثل شما دارم که بخونن و دلگرمم کنن.
-موفقیت،شادی،ارامش و کلی چیزای خوب دیگه-

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

"بنام خدا"

جوجه ی بنفشی که دندان ها را پزشک شد می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
Designed By Erfan Powered by Bayan