من داستانِ همه دست‌های جهان!

من دختر کوچولوی لبه‌ی تمام جدول‌ها هستم که راه می‌رود و خسته نمی‌شود که نمی‌شود.

من گاهی پرنده‌ای میشوم که با ذهنش پرواز می‌کند و سیر نمیشود از اوج گرفتن. 

من تالاپ تلوپ پریده‌ام در چاله‌های پر از اب باران و هیچوقت نگران کثیف شدن لباس‌هایم نبود‌م.

احترام گذاشته‌ام به خط بین موزاییک‌های سنگفرش‌ها و با احتیاط ردشان کرده‌ام.

از تجربه کردن نترسیده و نمی‌ترسم. 

بانجی جامپینگم شاید ! هیجانم من ؛ هیجانِ خالص.

من "آیا رسید میخواهید؟-خیر" هستم به احترام درخت‌ها و طبیعت.

غمگینم گاهی و می‌شوم " یه دفعه خوب شد دیوونه بازیات"رستاک .

قدم هستم شاید ، عجیب دلم پر از امید و نور می‌شود با قدم زدن .

من داستانِ همه دست‌های جهانم . دست‌هایی که بوی خاکِ جنگل‌های شمال را دارند . 

من آدمِ نگاه و توجه به همه‌‌ چشم‌ها هستم ، چشم‌ها قصه‌گوی قصه‌های آدم‌ها هستند.

من یاد گیرنده لذت بردن هستم حتی از اتفاقات کوچک !

  • ساجده رستمی
چه حس خوبی موج میزنه تو نوشتت جوجه بنفشم 😍🤗
مخصوصا اونجاش که میگی من « آیا رسید میخواهید؟ - خیر»  هستم :)
نویسندگی تو خونته اصن :))))
چه حس خوبی موج میزنه توو کامنتت رفیق قشنگم😍😌
مرسی مرسی مرسی خب💜
خدا کنه باشه 🙂😇
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

"بنام خدا"

جوجه ی بنفشی که دندان ها را پزشک شد می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
Designed By Erfan Powered by Bayan