من فرنگیس چشم‌هایش

من ، فرنگیس چشمهایش هستم ،

 همیشه دو دل، 

همیشه با یک پا به طرف سراشیبی و با پای دیگر رو به بلندی رفته ام.

ایدین هستم

 که لابه‌لای کتاب‌ها ،

 در نیمه‌های شب ،

 در سکوت و خلوت ، 

خودم را جست‌و‌جو میکنم.

کلاریس هستم 

که در لحظات سخت کسی را تنها نمیگذارم

 و خودم تنها می‌مانم.

آلاله هستم ، 

آشفته و سردرگم که شور سال‌های قبل دیگر در من نیست.

ویکتوریا هستم ، احساسات قشنگ در لحظه‌ام را خراب میکنم.

من اللا هستم ، یک‌روز همه چیز را رها می‌کنم و میروم...


  • ساجده رستمی
اللا کار درستی نکرد
اینجا جایی نیست که بخوایم و بتونیم به فکر خودمون و خواسته هامون باشیم
خود اللا هم موقعی که عزیز رفت برگشت به زندگی قبلیش
ماها باید بنده باشیم اینجا ؛ حق نداریم همه چیز رو رها کنیم و بریم
سلام ناشناس ! 
آدم باید شرایطی رو که دوست نداره رها کنه و بره . باید جاها و ادمایی رو که بهش اجازه نمیدن حالش خوب باشه رها کنه.مگه چقدر زندگی میکنیم که تحمل کنیم؟
من خودمم تا اینجا شرایطی که دوست نداشتم رو رها کردم . 
سلام یادم رفت
یه نکته ای هست اونم اینه که هر چیزی که ما دوست داریم لزوما به نفعمون نیست
مثلا اگه خانواده ما مطابق میل ما نباشن ما چه بخوایم چه نخوایم باید باهاشون سازگاری پیدا کنیم
نمیتونیم رهاشون کنیم بریم
آدم تا یه حدی میتونه انتخاب کنه توی اکثر شرایط باید بسازه با محیط اطرافش
درسته که سختی داره ولی تلاش برای سازگار شدن با محیط یا تغییر اون خیلی به بزرگ شدن آدم کمک میکنه
زندگی به هر حال یه روزی مارو توی یه شرایطی قرار میده که باید بسازیم با اون شرایط و نه راه پیش داریم نه راه پس
اگه ماهم به رها کردن عادت کرده باشیم اونموقع خیلی بهمون سخت میگذره و احتمال زیاد کم میاریم و نابود میشیم
تا فرصت هست باید خودمونو بسازیم برای روزای سخت پیش رو
درسته قبول دارم باید گاهی بسازیم. ولی گاهی هم باید رها کنیم بره.
(حدس میزنم کی هستید 😁)
بله
خیلی واضحه 😒
یه دفعه اومدم ناشناس بازی دربیارما
نمیشه که :)
بله جناب :) نمیشه دیگه 😁
من می فهمممم [با لحن جیگرِ کلاه قرمزی]😂😎
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
Designed By Erfan Powered by Bayan