-نوشته ۱۹۸-

به شدت خودم رو تنها حس کردم ، منی که نمیخواستم توی لحظات حساسِ افراد ،کسی احساس تنهایی کنه. میترسم از این همه تنهایی و این حجم از مسئولیت و کار.میترسم از نرسیدن به چیزایی که میخوام.قبلا نوشته بودم آدما باید پای خیلی چیزا بمونن، پای حرفایی که میزنن و قولایی که میدن و مسئولیتایی که عهده‌دار میشن! ولی کیه که بمونه پای این چیزا؟! کیه که براش مهم باشه ، دغدغه‌اش رو داشته باشه؟

آدما دیگه حتی برای دل خودشون هم کاری نمیکنن و این ترسناکه. 

  • ساجده رستمی
سلام. هنوزم هستن همچین آدمایی؛ هرچند ناب و نایاب! اما هستن...
خب بیشتر شدنشون کار فرهنگی میطلبه که تو دست به قلمی 
به قول خودت:" و این بهترینه:) "💚
سلام نفیسه، رفیق روزای ناب💜
میدونی که تو خودت از همون بهترینایی که می مونی پای همه چی :)

اونا مُردن.

زنده باشید :)
شاید هم اونا مُردن...

سلامت باشید و ممنون :))
خب اینکه منم جزوشون باشم لطف توئه و آرزوی من:)
هستی رِفیقُم💜
شادی و روشنی واست🤗
جمعه ۳۱ فروردين ۹۷ , ۱۴:۱۷ فرزانه فرجادی کیا
سلام ساجده ی عزیزم 
میدونم این روزا داره برات سخت میگذره اما گذر از این سختیا بزرگت می کنه 
قبول دارم پای کار که برسه خیلیا میکشن کنار اما همیشه هستن رفیقایی که همه جوره کنارتن و تنهات نمیذارن 
وقتی بهت فشار میاد بیا با هم تقسیمش کنیم این جوری حال هممون بهتر میشه 💜
نبینم احساس تنهایی کنی دخترکم ...
شاد باشی دختر مسئولیت پذیر من 💜💜💜
سلام فرزانه‌ی مهربونم💜
دیروز انقدر دلم پر بود که اومدم برات نوشتم که چقدر داره سخت میگذره و تنهام و میدونستم درکم میکنی .
آدم با داشتن رفیقایی مثل شما دلش قرص میشه و امیدوار.
ممنون از همدلیت و همراهی‌ات فرزانه😇😘
بهترین ها برات💜💜
پست غمگینی بود
منو کشوند به یک سری از روزهای تاریک گذشتم :))💔

پ.ن:بازم آدرس اینجارو یادم رفته بود 🙊
هااانا 😍 
ول کن روزای تاریک گذشته رو؛ حال رو بچسب گوگولی😁😍

یه جا بنویسش دیگه یادت نره😐😒😂
خوشحال شدم اومدی💜
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
Designed By Erfan Powered by Bayan