غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

فریاد زدم دیگر دوستت ندارم

فریاد زدم


دیگر دوستت ندارم و


دیگر هیچ وقت


برای بازی با اسب بالدار


و تماشای رقص نهنگ ها


به خواب های تو نخواهم آمد


پیش از رفتن به رختخواب


نیم نگاهی به من انداخت و


زیر لب پرسید


هیچ


چند روز است ؟


واهه آرمن

۰ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان