غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

ستاره ی زندگی.

می نویسم از روزهای خوبی از جنس امروز...
از خنده های عزیزمان
از غول این روزهایمان، کنکور
که روزی میشود فرشته ای که لحظات نازنینمان را،لحظاتی از تبار امروز برایمان رقم زد
می نویسم
از دیوانه بازی های دوست داشتنی مهسا
از سرخ شدن بانمک زینب از خنده
از حرف های نگار که از خنده، اشک هایمان جاری می شود
از مهربانی ها و حرفای مبینا
از لقمه های نون و پنیر و گوجه های خوب زینب
از محدثه که بهترین خاطرات زندگیمان را ثبت کرد
از خندهای از ته دل دوست داشتنیِ هانیه و عارفه...
می نویسم
از خنگ بازی خودم
از نور مرموز و مبهم سبز رنگ در عکس هایمان...
از سردی هوای امروز،بیست و هفتم دی ماه که سایه اش را پشت گرمای صمیمیت مان دیدم.
می نویسم از چشم های مهربان تک تک مان که هیچ چیز جز عشق و حس خوب در آن ها نبود
می نویسم از چشم هایی که به کادر لبخند میزدند
می نویسم که یادم بماند،چقدر دوست داشتنی اند این آدم ها...
می نویسم که سال ها بعد، 
تک تک شان را 
در خط به خط این نوشته پیدا کنم 
و زندگی پرفروغشان را حس کنم که همچون ستاره ی امروز ، 
رو به این نوشته چشمک بزنند و خوشبختی و حال خوبشان را اعلام کنند.
پی نوشت: ارزوهای خوب،برای تک تک تان.
ساجده 
بیست و هفتم دی ماه نود و پنج
۰ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان