غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

حیف نام زیبایت که به تو نسبت داده شده

بیچاره انسانیت که در وجودت رو به نابودی است...

و اعلام نهایت تاسف برای وجدانِ چشمهایت،وجودت، و دستانت که قرار بود راهنما باشند.

خسته از اعتماد های کاذب

خسته از امیدهای واهی...

و تسلیم در برابر تکرار گذشته ای نه چندان دور و تاسف بار.

من، متاسف برای مسئولیت پذیریت،برای وجدان اشتباهت...

نگرانم حتی،نه برای خودم،بلکه برای تو

وقتی ضربه ی کوتاهی تو را،من و دوستانم پس میدهیم

آن موقع،حرفی برای گفتن خواهی داشت؟!

میتوانی آینده را پیش بینی کنی؟

نه،نمیتوانی.

اما من میتونم بگویم آنکه در باتلاق این آینده نامعلوم گیر می افتد

تو هستی، نه ما.

تو هستی که مدیونی به تک تک لحظات از دست رفتیمان

تو هستی که مدیونی به بی رغبتی ها و به تمامی چشم ها.

و در آخر...

حیف نام زیبایت که به تو نسبت داده شده، میشود،و خواهد شد...


پ.ن: دلم پره

از بی برنامگی ها

از بی مسئولیتی

و از وجدان های خاموش


26 مرداد


۱ ۰
نفیسه
۰۸ شهریور ۱۷:۱۲
چه دل پری! 

امیدوارم الان بهتر باشی!

پاسخ :

به قول یک نفر آدم جذابیه و خوب بلده حرف بزنه ولی آن سوی پرچین ها قصه فرق داره
با حرفای رام کنندش اندکی بهترم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان