غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

دستان پر مهر تو

در هیاهوهای امروز...

در میان پرسه ها...

و در شگفت انگیزترین نقطه زمین،

من؛خوشایندترین و بهترین هدیه را دریافت کردم

و آن هدیه،مهربانی چشمهایت بود که در دستانت جاری شد و هدیه ای ارزشمند را برای من رقم زد که هر زمان و هر کجا آنگاه که به دستانم نگاه می کنم به یاد تو،به یاد علاقه ام بیفتم...

خوبِ من...

می بینی؟

مثل همیشه،دستان تو معجزه زیباییست که عشق می آفرینند.

احساسم فریاد خوهد زد:

این انگشتان زیبا،ملایم ترین و با صداقت ترین انگشتان دنیاست

و بی شک صاحب این انگشتان،خالق دنیای محبتِ من است.

اردی بهشت/۹۵

۲ ۰
تینا
۲۱ ارديبهشت ۲۳:۱۴
مبارک باشه.مثل اینکه داری به عشقت میرسی.

پاسخ :

بهش رسیدم که براش می نویسم.
ممنون از حضورت.
نفیسه
۲۲ ارديبهشت ۱۳:۲۷
دعای همیشگی: قلمت پررنگ عزیز
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
"بنام خدا"

وی می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان