وحشت به توان n+1

به پایان نزدیک میشوم

پایانی که شروعش را فقط 1 بار دیگر تجربه می کنم.

یک بار دیگر 

در مهرماهی

یا شاید هم کمی زودتر

در هر صورت

مهم نیست کی و کجا و چگونه!

مهم فقط یکبار دیگر آن است

تنها یک بار بودن آن.

با وحشتی که به توان n+1 خواهد رسید.

  • ساجده رستمی
ساجده جان منظورت مدرسس عایا!؟
بله زهرا جان.
:)
بابا دمت گرم عزیزم!
من هر روز سر میزد میدیدم پست نذاشتی خسته شدم چند روز نیومدم بعد تو دقیقا توی همین چند روز ترکوندی!
خدا قوت آبجی (:
تو خیلی به من لطف داری
ممنون از این همه انرژی خوب.
موفق باشی.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

غزال بی قرار ذهن

در من،غزالی زیبا و گریزپا گاهی می نویسد.

"بنام خدا"

جوجه ی بنفشی که دندان ها را پزشک شد می نویسد از حال روزهایش.

-شرقی غمگین میگوید : حالا من باید برای چشمهایت و ان یکاد بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها ...-
Designed By Erfan Powered by Bayan